تبلیغات
وبلاگicon
از هر گلشنی ،گلی - یوسف
تاریخ : دوشنبه 19 آبان 1393 | 08:29 | نویسنده : پریچهر

برادران یوسف وقتـــی می خواستند یوسف را به چاه بیفکنند

یوسف لبخنـــدی زد

یهــودا پرسید : چـــرا میخندی ؟ اینجا که جای خنـــده نیست     !

یوسف گــفت :

 روزی در فکر بودم چگونه کسی می تواند به من اظهار دشمنی کند

با اینکه برادران نیرومندی دارم !

اینک خــداوند هــمین برادران را بر من مســلط کرد تا بدانم که

 " نــــباید به هـــــیچ بــــنده ای تکـــیه کرد "





طبقه بندی: خدایا،
برچسب ها: یوسف پیامبر، یهودا، خداوند، خندیدن، دشمن، فکر،

  • دانلود فیلم
  • خرید vpn
  • ضایعات