تبلیغات
وبلاگicon
از هر گلشنی ،گلی - دلگیــــــر
تاریخ : جمعه 9 خرداد 1393 | 10:16 | نویسنده : پریچهر

حال آدم که دســــــت خــودش نیســـت

عکســـی می بیند

تـــرانه ای می شنود

خطــی می خواند

اصــلا هیچــی هم نشده

یکهو دلـــش ریــش می شود

حالا بیا وُ درستــش کن

آدمِ دلگیـــر

منطق سرش نمی شــود

برای آن ها که رفته انــد

آن ها که نیســتند ، می گــــرید

دلــتنگ می شــود

حتــی برای آنها که هنوز نیامــده اند.

دل که بلــرزد

دیگــر هیچ چیز سرِ جای درستــش نیست

این وقـت ها

انگار کنار خیــابانی پر تردد ایستاده ای

تا مجال عــبور پیدا کنی

هم صــبوری می خواهد هم آرامــش

که هیچــکدام نیست

آدم تصــادف می کــند،

با یک اتوبوس خاطـــره های مست...

شهریار بهروز






طبقه بندی: شعر،
برچسب ها: شعر، شهریار بهروز، خاطره، دلگیر، دلتنگ، عکس، ترانه،

  • دانلود فیلم
  • خرید vpn
  • ضایعات